ورونیکا لازار (زاده ۶ اکتبر ۱۹۳۸ – درگذشته ۸ ژوئن ۲۰۱۴) یک هنرپیشه اهل رومانیاییالاصل بود.
لازار در سال 1938 در بخارست به دنیا آمد. او از آکادمی هنرهای تئاتر و فیلمبرداری کاراگیاله فارغ التحصیل شد (جایی که مدرک روانشناسی را نیز دریافت کرد، که تا سال 1994 به طور عمده به زوج درمانی می پرداخت) و متعاقباً در تئاتر رومانیایی ایفای نقش کرد [به ویژه در 19 تا 6] (6-3) او از خانه اش فرار کردکشوری برای فرار از کمونیسم و سرانجام در سال 1965 در ایتالیا مستقر شد. او تنها در چند هفته موفق به یادگیری زبان ایتالیایی شد و قصد داشت به ایالات متحده یا اسرائیل برود، اما شیفته رم شد. او در آنجا با بازیگر ایتالیایی آدولفو سلی آشنا شد و با او صاحب دو فرزند شد، کارگردان لئوناردو سلی و الساندرا سلی بازیگر.
او اولین حضور خود را در نقش همسر متوفی مارلون براندو در فیلم آخرین برناردو برتولوچی انجام داد.تانگو در پاریس (1972)، و همچنین در برخی از فیلم های بعدی کارگردان، لا لونا (1979)، آسمان پناه (1990)، و محاصره شده (1998) ظاهر شد.
لازار احتمالاً به خاطر بازی در نقش ماتر تنبروم اهریمنی در دوزخ داریو آرجنتو (1980) و همچنین مارتا بدبخت در فیلم فراتر از لوسیو فولچی (1981) در سطح بین المللی شناخته شده است. او بعداً در «سندرم استاندال» آرجنتو (1996) در نقشی ظاهر شد که از شمال آمی حذف شد.نسخه rican (اگرچه او هنوز در اعتبارات پایانی صورتحساب دارد). از دیگر فیلمهای او میتوان به شناسایی یک زن (1982)، من و خواهرم (1987)، به سوی عصر (1990)، دستنوشته شاهزاده (2000) و جینوسترا (2002) از میکل آنژ آنتونیونی اشاره کرد. او حرفه ای گسترده در (بیشتر) تلویزیون ایتالیا داشت، جایی که او اغلب نقش اصلی یا یکی از شخصیت های اصلی را داشت. لازار در سال 1978 اقتباس از قرابت های انتخابی، Giacinta (1980) را تیتر یکd بخش بزرگی از مینی سریال بی بی سی Summer's Lease در سال 1989 بود. آخرین نقش او نقش مادربزرگ دوست داشتنی لورنزو در فیلم من و تو (2012) اثر برتولوچی بود.
ورونیکا لازار یک زن مشهور فرهنگ و یک سفیر فرهنگی بین سینمای ایتالیا و رومانی بود (دومین سمتی را که در سال 1989 آغاز کرد). او یک مترجم زبان بود و هموطنانش در ایتالیا و ایتالیا به عنوان یک شخصیت نمادین با هاله ای محافظ دیده می شدند.رومانی او همچنین رئیس بنیاد هنری ایتارو بود و در سال 2007 به گذشته نگر آن درباره سینمای رومانی که در رم و پیزا برگزار شد، نقش داشت. او به شدت با دانشجویان بازیگری در Teatro Valle درگیر بود و اغلب برای آنها در خانه اش غذا می پخت و آنها را به تئاتر می آورد. دانش آموزان آنجا به او لقب «نونا ورونیکا» دادند.
لازار همچنین ساخت بیمارستانی را در مالی طی یک سال به دستور تیاو وزارت امور خارجه وقتی به ایتالیا بازگشت، با خود پارچهها، مجسمهها و فرشهای آفریقایی آورد که بسیاری از آنها هنگام مرگ هنوز در خانهاش بودند. لازار عاشق ورق بازی، اشتراک گذاری با دوستانش بود و علاقه خاصی به دریا داشت. در مراسم تشییع جنازهاش، او میخواست خواهرزاده 18 سالهاش که قبلاً یک موسیقیدان حرفهای بود، تم را از فهرست شیندلر در سراسر قبرستان یهودیان در پریما پورتا بنوازد، جایی که او را در آنجا گذاشته بودند.est.
شرح بالا از مقاله ویکیپدیا Veronica Lazăr، با مجوز CC-BY-SA، فهرست کامل مشارکتکنندگان در ویکیپدیا.