افسانهٔ خوشبختی آبی
Pohádka o mokrosuchém štěstí
در کارتون، پریآب تانیاک به دختربچهٔ زیبا و سختکوش آندوکلا عشق میورزد اما پدر او با او مخالفت میکند و او را به پراگ میفرستد تا خدمتکار باشد. تانیاک تسلیم نمیشود و به جستجوی او میرود. تمام پریهای آبی پراگ و اطراف به او کمک میکنند و در نهایت یافتن آندوکلا دشوار میشود.