Storyline
جان کارتر مرد خوبی است. در واقع، دوستی او بزرگترین عیب کارتر است، زیرا مشروبات الکلی و کوکتلهایی که با آن همراه است، او را بهطور مکرر از تعهدات جدیترش غافل میکند و باعث نگرانی نامزد جذابش ماریبل میشود. برادر کوچک ماریبل، بیلی از کارتر میپرسد که چرا ماریبل اینقدر ناراحت است. کارتر بهطور مبهم پاسخ میدهد: «این یک کرگدن دمحلقهای است.» بیلی قسم میخورد که کرگدن را خواهد کشت. وقتی کارتر در یک شام که برای اعلام نامزدیاش با ماریبل برنامهریزی شده بود، بهموقع حاضر نمیشود و در نهایت مست میرسد، والدین او بهخشم ماریبل را مجبور به پایان دادن به نامزدی میکنند و کارتر را از خانه طرد میکنند. رد ماریبل از کارتر به شدت او را تحت تأثیر قرار میدهد.