Storyline
رقاص سیرک، بابت، از مادرش زیدی، که فالگیر است، میآموزد که پدرش، بازرگان محترم، ازرا باترورث، سالها پیش زیدی را ترک کرده و سپس دوباره ازدواج کرده است. پس از مرگ زیدی، بابت به خانه ازرا میرود، اما از این میترسد که همسر دوم او از گذشته ناپسند او مطلع شود، بنابراین او را به عنوان سرپرست خود میپذیرد و از او میخواهد که درباره رابطه واقعیشان صحبت نکند.