Storyline
سِتسُکو فوجینو، جوانی که به تازگی در شرکت شیمیایی توکیو مشغول به کار شده است، به رئیسش، ایپهی هیتاچی، علاقهمند میشود و از سرو چای به او لذت میبرد، با وجود اینکه همکارانش معتقدند که کارمندان زن نباید به این شکل خدمت کنند. وقتی زنان به خاطر این موضوع اعتصاب میکنند، سِتسُکو خود را در میانه این بحران مییابد. زمانی که وارث شرکت، ریوسوکه تانابه، از سِتسُکو خواستگاری میکند، او احساس افتخار میکند، اما متوجه میشود که عشق واقعیاش به هیتاچی است.