Storyline
ولتر از رئیسش، سارا، مامور تحویل نامهای فوری به هنری دو کورینته میشود. در راه به زنی زیبا که در کلوپ شبانه به او چشم دوخته بود، بر روی جاده افتاده و بسته شده میبیند. او را به ویلایی میبرد تا دکتری بیابد و در نهایت با او در یک اتاق به تخت خواب میافتد. در حالی که او عاشقانه با او همآغوش میشود تصاویر سوررئال از نقاشیهای رنه معمّره را در ذهن دارد. صبح که میشود، دختر، ماری-آنژ، ناپدید شده و ویلای ویران به نظر میرسد و گردن او خونریزی دارد. آیا همه اینها فقط کابوسی بوده؟