Storyline
آشنایی با برادران لیبنر: ماروین بزرگتر که سرباز هوایی آمریکاست. بادی، فرزند میانی، رویایی و دستنیافتنی است. بابِی، کوچکترین، جوانی خوشقیافه و در مدرسهٔ اصلاحی است. در تابستان ۱۹۶۳ پدر سختگیر و غیرمتعارف آنان، فرد، به آنان ماموریتی میدهد: از دیترویت یک کادیلاک ۱۹۵۴ را برای مادرشان بتّی از دیترویت به میامی بیاورند. در سفر، هر سه برادر با هم نبرد میکنند و در عین حال دوباره به یکدیگر متصل میشوند و در تلاش برای نگهداری کادیلاکی در وضعیت عالی هستند.