Storyline
کرازی و کیتی در حال سوار شدن بر روی یک شتر در بیابان هستند. یک عارف با عمامه آنها را از طریق گوی بلوری خود میبیند و به طرز جادویی کیتی را در قلعهاش ظاهر میکند. کرازی دیوارهای قلعه را میشکند تا با او روبرو شود و کیتی را از چنگال او نجات دهد.