Storyline
در خانه سالمندان یووئوسو عده ای پیر تنها زندگی می کنند از جمله باستان شناس تارو ماکیسو که یک فیزیکدان و بازیگری و مادری در میز کار هستند. ماکیسو بیشتر عمرش را صرف گیاه شناسی کرده و برای سرگرمی یا نوشیدن یا زنان اهمیتی قائل نبوده است تا اینکه دهه هشتادمین سالگرد تولدش فرا می رسد. او به همراه یکی از کارکنان جوان برای کندن کوه بادام جستجو می کند و گلی اسرار آمیز پیدا می کند که به گل طلا یا گل ابدیت مشهور است. این گل که در کنار باکره هیمالیا شکوفا می شد مدت ها به دنبال آن می گشت. از آن روز، تکه هایی از خاطرات جوانی که او عمداً برای پیوستن به گیاه شناسی آنها را بسته بود به صورت گردابی در ذهن ماکیسو شعله ور می شوند.