Storyline
در کُرس تابستان است، روزها گرم است و زمان به آرامی میگذرد. ماری، لوکاس و گوجوان بعدازظهر را کنار رودخانه میگذرانند. آنها توریستی را میبینند که در نزدیکی آنها خوابیده است و فکر دزدیدن کیف پولش به سرشان میزند.
در کُرس تابستان است، روزها گرم است و زمان به آرامی میگذرد. ماری، لوکاس و گوجوان بعدازظهر را کنار رودخانه میگذرانند. آنها توریستی را میبینند که در نزدیکی آنها خوابیده است و فکر دزدیدن کیف پولش به سرشان میزند.