Storyline
پدر در خانه در حال مرگ است. کشیش به جانِز و مارینکا دستور میدهد تا قبل از مرگ پسرش استِفن را فرا بخوانند. از آنجا که پدر و پسر با یکدیگر تفاهم ندارند، جانِز و مارینکا می ترسند که استِفن نخواهد آمد. بنابراین در برداشتِ درو، آن ها او را با دروغی که پدرش در حال حاضر مرده است فریب میدهند. با وجودِ تشخیصِ بد پزشکی، پدر زمانی که پسرش می رسد هنوز زنده است.