Storyline
رامیرو صاحب کتابفروشی در لیسبون است و شاعری است که در حالت مداوم خلاقیت گسیخته به سر می برد. او بین مغازه اش و میخانه، با همراهی سگش، دوستان نوشیده و همسایه هایش مانده است: یک نوجوان باردار و مادر بزرگش که از سکته بهبود می یابد. او خوشحال می شد این روال آرام و تا حدودی ناهمزمان را ادامه دهد اگر رویدادهای شبیه به یک ملودرام شایسته به حباب زندگی اش نفوذ نمی کرد.