بهشت احمقها
Fool's Paradise
در یک شهر مرزی مکزیکی، آرتور با دختر کافه، پُل، دوست میشود. او به او علاقهمند میشود اما آرتور هنوز عاشق رقصندهای به نام روزا است. وقتی سیگاری که پُل به او میدهد منفجر میشود و او را نابینا میکند، آرتور فریب میخورد و فکر میکند پُل همان روزا است و با او ازدواج میکند. وقتی بیناییاش بهطور جراحی بازمیگردد، به سیام میرود تا روزا را پیدا کند.