خط داستانی
الوئیسا یتیم است و نامزد آگوستین است که وقتی به مادرید میرسد تا از بدرفتاری نامادریاش فرار کند، او را ملاقات میکند. او به طور تصادفی مادر یک کودک نامشروع است، اما در واقع مادر او دخترعمویش ایرنه است (که با او زندگی میکند، در کنار عمهاش) که با آقای آدریان ازدواج کرده است. عمهاش مارسلینا با این دروغ سعی دارد دخترش ایرنه را نجات دهد. پس از پیچیدگیهای خانوادگی متعدد، حقیقت روشن میشود و این زوج میتوانند با هم و در صلح زندگی کنند.