خط داستانی
لولا د بریزه از دور عاشق لرد آرتور فالاری است، هرچند به نظر میرسد هیچ راهی برای نزدیک شدن به او وجود ندارد - او وزیر مستعمرات انگلستان و متأهل است، در حالی که او تنها یک دختر کارگر است. اما وقتی او به عنوان خدمتکار در خانهاش استخدام میشود، این او را به معشوقش نزدیکتر میکند. او لباس مجلسی میپوشد و به ریتز میرود تا امیدوار باشد که معرفی رسمی بگیرد. پس از اخراج از خانه، او فالاری را به خانهاش در روستا دنبال میکند و وقتی او بیمار میشود از او پرستاری میکند. همسر لرد فالاری، لیدی فئو، او را دوست ندارد و با پل چالفت رابطه دارد. وقتی به نظر میرسد او با رسوایی روبرو خواهد شد، فالاری به فکر ترک سیاست و ازدواج با لولا میافتد.