خط داستانی
تونی جوان از بوداپست به حومه سفر میکند تا با دخترعمویش کاتینکا، بزرگترین خواهر از هفت خواهر گیورکوویچ، ازدواج کند. اما چون تونی به طور مخفیانه با شخص دیگری ازدواج کرده، وضعیت پیچیده میشود. میزی، خواهر میانسال و شیطون از هفت خواهر، خوشحال است که از مدرسه شبانهروزی خارج میشود و ماجراهای زیادی در راه بازگشت به خانه دارد. این شامل تقلید از یک کنتس و ملاقات با کنت هورکای است که در حال تقلید از پسرعمویش تونی است، دوستی که مادر میزی قصد دارد او را با بزرگترین خواهرش ازدواج دهد. خواهران کوچکتر هر کدام ایدههای خود را درباره عشق دارند، با وجود برنامههای بزرگترها.