خط داستانی
سرهنگ جان فرث، مالک اسب مسابقهای از جنوب، برای شرکت در مسابقهای در شرق پول قرض میکند تا اسب مسابقهای برندهاش، بلوبرد، را وارد مسابقه کند و امیدوار است که پول کافی برای بازگرداندن ثروت خانوادگیاش به دست آورد. یک مربی اسب فاسد، که توسط مردی که به فرث پول قرض داده و میخواهد دخترش باربارا را به همسری بگیرد، به او تحمیل شده، ادعا میکند که بلوبرد "قاتل انسان" است و باید کشته شود. چارلی، یک معدنچی همسایه که او نیز عاشق باربارا است، به این ادعا باور ندارد و بلوبرد را به معدن خود میبرد. مشکلاتی به وجود میآید.