خط داستانی
ساندرا و خواهرش دودی (تئودورا) از حومه ویرجینیا به جمع اجتماعی واشنگتن میپیوندند. دودی تصمیم میگیرد با ثروت ازدواج کند، در حالی که ساندرا به دنبال عشق است. سرنوشت هر دو دختر زمانی تغییر میکند که ساندرا عاشق روفوس فیسک ثروتمند میشود، که مادرخواندهاش تهدید میکند اگر با او ازدواج کند، او را از ارث محروم خواهد کرد. دودی عاشق گیل مارکهام، یک سرباز سابق و ثروتمند است که استیفانی مور زیبا نیز به او علاقهمند است. گیل به محبت دودی پاسخ میدهد، اما به دلیل مشکلات مالیاش reluctant است که پیشنهاد ازدواج دهد. هر دو دختر زمانی خوشبختی را پیدا میکنند که روفوس ثروتش را برای ساندرا فدای میکند و دودی نیز آرزوی ازدواج با پول را برای گیل رها میکند.