خط داستانی
خانم دورای با یک قاضی دادگاه نوجوانان نشسته است تا بیشتر درباره کودکان مشکلدار و راههای برخورد با آنها بیاموزد. یکی از پروندهها شامل آرتور ۱۳ ساله است، "بدترین بچه شهر"، که بدون اطلاع صاحبان، ماشینها را از کنار شیرهای آتشنشانی دور میکند. قاضی به آرتور و دوستش ناتی یک شانس دیگر میدهد. اما آنها با مشکلات بیشتری مواجه میشوند وقتی که به داروخانه آقای دورای میشکنند تا دارویی برای مادربزرگ ناتی بگیرند. آقای دورای همدردی نمیکند و کاملاً مخالف برنامه همسرش برای سرپرستی آرتور است. حوادث بیشتری رخ میدهد و آقای دورای قبل از دانستن تمام حقایق سریع قضاوت میکند. خانم دورای باید بین ازدواجش و آرتور یکی را انتخاب کند.