خط داستانی
بارون فرانز فون نایدک به طور مداوم با پرنس وورونزف اشتباه گرفته میشود، زیرا هر دو شبیه به هم هستند. یک روز، وورونزف تصمیم میگیرد که این شباهت ممکن است مفید باشد. از آنجا که او بسیار بیمار است و دیگر نمیتواند با توطئههای خویشاوندانش کنار بیاید، از دوستش نایدک میخواهد که برای مدتی نقش پرنس را بازی کند. نایدک موافقت میکند و همه چیز به خوبی پیش میرود. اما دیان، همسر سابق وورونزف، این بازی را میبیند، اما چیزی نمیگوید زیرا به نایدک علاقهمند شده است. نایدک نیز به نادیا، دختر وورونزف که مدتها گم شده بود و حالا دوباره ظاهر شده، علاقهمند است. خویشاوندان پرنس از ارث خود میترسند و بنابراین وجود نادیا را انکار میکنند. در این میان، وورونزف میمیرد. حالا نایدک مجبور است برای مدت طولانیتری از آنچه که انتظار داشت، نقش را بازی کند.