Black Gold
فیلم طلای سیاه
کارگران وحشی برای دستیابی به نفت جان خود را به خطر میاندازند. شغلهای آنها زمانی خطرناکتر میشود که بارون بیرحم نفت، جی. سی. اندرسون، به قلمرو آنها چشم میدوزد. زمانی که حفار قدیمی، دن او'Reilly، از یک برج چاه که توسط اوباش اندرسون خرابکاری شده، به مرگ میافتد، پسر نوجوانش 'Fishtail' مالکیت و مشکلات ناشی از آن را به ارث میبرد. با کمک دوست زمینشناسش، هنک لنگفورد، پسر تلاش میکند تا قبل از انقضای سند چاه، یک چاه پرآب به دست آورد.