خط داستانی
دونالد در حال نگهبانی است و به خواب میرود؛ او در خواب صدای شیپور میزند و برادرزادههایش را بیدار میکند. برای انتقام، آنها یک هواپیمای مدل پر از آدمکهای زنجبیلی با چتر به هوا میفرستند؛ دونالد آن را هدف قرار میدهد و وقتی چترها را میبیند (و صدای نبرد شبیهسازی شده را میشنود) ترسیده و پنهان میشود تا اینکه یکی از چترها بر روی منقار او فرود میآید. دونالد برادرزادههایش را بیرون میکند تا اینکه یک زنبور را با یک هواپیما اشتباه میگیرد و آنها را برای مبارزه با این تهدید فرا میخواند.