خط داستانی
دنيس دی داستان جاننی سیبکار (جان چپمن) را روایت میکند که توسط مهاجر قدیمی روایت میشود. او یک کشاورز سیب است که میبیند مردم به سمت غرب میروند و فکر میکند نمیتواند به آنها بپیوندد، تا اینکه فرشتهای به او ظاهر میشود و فضایل سیبها را میخواند و جاننی را متقاعد میکند که یک مأموریت دارد. او بدون چاقو یا اسلحه راهی میشود؛ در ابتدا، حیوانات به او بیاعتمادند، اما وقتی حتی با یک سمور به مهربانی رفتار میکند، همه به او علاقهمند میشوند.