خط داستانی
آهنری شاتلارد در اوایل چهل سالگی خود است، صاحب یک رستوران و سینما در شهر است و به زنان علاقه دارد. وقتی او با ماری، دختری قوی و حدود ۱۸ ساله که به تازگی پدرش را در یک روستای کوچک ماهیگیری از دست داده، آشنا میشود، مشخص نیست که شکارچی کیست و طعمه کیست.