خط داستانی
یک کارگر کارخانه قفل به نام پرتی میخواهد با دوست دخترش ورنا ازدواج کند، اما از کمبود پول میترسد. برادرش مارتتی عضو یک باند جوانان است که با سه جوان دیگر برنامهریزی برای یک سرقت میکنند. وقتی پسرها در زمان سرقت مجبور به فرار میشوند، پرتی که به طور مخفیانه آنها را دنبال کرده، فرصتی برای حل مشکل مالیاش میبیند.