خط داستانی
پس از خیانت به طبقه اجتماعی خود، انکار ریشههای دهقانی و فرار از روستای زادگاهش، احمد به یک تاجر موفق تبدیل شده و در میان بورژوازی جایگاهی یافته است. آزِم، دوست دوران کودکیاش، راهی کاملاً متفاوت را انتخاب کرده است. او با رد کردن رقابتهای بیرحمانه، نزدیک به مردم با ریشههای humble باقی مانده است. او بهطور سیاسی متعهد است و آرزو دارد به کشورش و بهویژه به دنیای روستایی فراموششده مفید باشد. این دو دوست سابق دوباره یکدیگر را ملاقات میکنند. بهواسطه تأثیر آزِم، احمد به تدریج متوجه میشود که زندگیاش یک شکست است.