خط داستانی
سولانژ به شدت افسرده است و شوهر مهربان او، راول، مأموریت دارد او را درمان کند. پس از تلاش های فراوان برای تشویق او، راول به راه حلی می رسد: برای همسرش یک عاشق پیدا کند. متأسفانه انتخاب او، استفان، نیز در بازگرداندن روحیه در او بی اثر است. در نهایت سولانژ زیبا تنی به خود می یابد و با عطش مشکل ساز خود در قالب پسری سیزده ساله تکیه می کند.