رِتاتاپلان
Ratataplan
ماجراهای ناقص کلمبو، مهندسی در میلان. او تنها برندهٔ یک آزمون ورود به کار است و به همین دلیل استخدام نمیشود. بنابراین تبدیل به بارمن میشود و به چیزی خاص برمیخورد که نوشیدنِ آب را به نوشیدنی جاودانگی تبدیل میکند. او از حقّتِ کپی رایتِ آبِ جادویی دزدی میشود. پس سعی میکند شرکتی نمایشنامهای راهاندازی کند اما اولین نمایش فاجعهای میشود. از آنجا که پیدا کردن کار عادی به نظر میرسد، او سعی میکند جنبهٔ احساسیِ زندگیاش را بازسازی کند. او هدف زیباترین دختر ساختمانش را دارد و برای او رباتی میسازد که میتواند مانند تونی منارو در فیلم خندهدارِ شبی پر از رقص بهگونهای رقص کند. ربات مست میشود و فاجعهای دیگر اتفاق میافتد. بنابراین او به دنبال دختر زشتتری میگردد و سرانجام با او موفق میشود تا برای همیشه جهان سورئال خود را زندگی کند.