خط داستانی
در سال هزار و دویست و بیست و سه، زنی ژاپنی به مونیخ میآید و بیدرنگ عاشق نقاش خیابانی با کلاه قرمز میشود، با این که گذشتهاش را نمیداند. به ژاپنیها رو میآورد و برای بار اول فکر میکند عشق واقعی را یافته است—غریبهای عجیب او را جذب میکند. آنها حرفهای زیادی میزنند اما درک متقابل ندارند اما میتوانند عشق خود را نشان دهند. با این حال رابطه از همان آغاز محکوم به شکست است. ناامیدی، مرگ و فقدان.