خط داستانی
دختری روستایی به نام ربکا بیشتر عمرش را در مزرعه میگذراند و با رفتن به کالج در لسآنجلس به سرعت احساس بیگانگی میکند. با همکاری فردی خوشمشرب و اهل مهمانی به نام کراول که او را به ماندن در شهر تشویق میکند، ربکا وقتی تعطیلات استقلال را میگذراند، کراول را به دوباره به مزرعه در داکوتای جنوبی میآورد تا او نقش نامزدش را ایفا کند.