خط داستانی
پدری به نام دایی غفور، مرگ پسرش را در طول جنگ ۱۹۸۰-۱۹۸۸ ایران و عراق نمیپذیرد و با وجود تمام شواهد، معتقد است او زنده است. یک روز در فرودگاه با دختری جوان به نام شیرین ملاقات میکند که از اروپا به ایران سفر کرده تا برادرش، خسرو، یک سرباز مفقود در جنگ را پیدا کند. هر دو شروع به جستجوی عزیزانشان میکنند...