خط داستانی
ست وارنر به انتهای طنابش رسیده است. از زمانی که همسرش دو سال پیش فوت کرده، دنیای او در آشفتگی است. او ناامید است، حرفهاش فروپاشیده و حتی خانهاش تخریب شده است. به نظر میرسد چیزی برای زندگی کردن برای او باقی نمانده است. پس از دو سال رنج و سردرگمی و خشم، او در نهایت خشمش را از بالای ساختمان آپارتمانش در نیویورک به سوی خداوند میفرستد. در میانه یک طوفان رعد و برق، او خواستار میشود که بداند چرا توسط خدایی که تمام عمر به او ایمان داشته و او را محترم شمرده، خیانت شده است. پاسخ خدا این است که سگ ست را با یک صاعقه میزند. ست که از حدش فراتر رفته، تصمیم میگیرد به سالها عذابش با شکستن هر یک از ده فرمان کتاب مقدس پاسخ دهد.