خط داستانی
ملانی پارکر، معمار و مادر سمی، و جک تیلور، ستون نویس روزنامه و پدر مگی، هر دو طلاق گرفتهاند. آنها صبحگاهی با هم برخورد میکنند وقتی که جک به طور غیرمنتظرهای با مگی تنها میماند و به یاد میآورد که ملانی باید او را به مدرسه میبرد. به دلیل این رویداد، هر دو از قالبهای منفی همسران سابق خود بهره میگیرند اما در نهایت متوجه میشوند که باید برای نگه داشتن فرزندان به هم تکیه کنند تا شغلهایشان را حفظ کنند. طنز از روش مگی برای وارد کردن اشیاء به بینیاش و فرار مگی از خانه به وجود میآید.