خط داستانی
رزانا به دلیل بیماری قلبی در حال مرگ است و تنها چیزی که میخواهد کنار دخترش در گورستانی باشد که به سرعت پر میشود اما امکان گسترش ندارد زیرا کاپسترو مالک زمین همجوار گورستان است و حاضر به فروش نیست. در حالی که مارچلو کارهای نیک انجام میدهد تا کسی بمیرند، رزانا به آیندهٔ مارچلو فکر میکند.