خط داستانی
گروهی مزدور تایلندی به مأموریتی پایانی برای نجات یک ژنرال پس از سقوط سایگون برمیخیزند. با لباسِ نگهبان سرخِ چینی، به مجتمع نفوذ میکنند و ژنرال را دوباره به دست میآورند، اما تعقیب آغاز میشود. به سوی سواحل میراندند و تعدادی از سربازان زن را نیز برمیدارند، با قایق ماهیگیری فرار میکنند تا تعقیبکنندگان را پشت سر بگذارند. جزیرهٔ جنگلی که هر دو گروه به آنجا میرسند، به کُلیسای کَندِریِ عفونیها تبدیل میشود و هرچند ساکنانشان با تنفرِ به ظاهر دوستانهاند، در جنگ بعدی مهره میشوند. اکنون مزدوران باید برای جانشان در برابر فرماندهٔ نگهبانِ سرخ با پافشاری مقاومت کنند.