آسیابان جوان
Nuori mylläri
مرد جوانی به روستا میرسد. او آسیابان میشود و دختران روستا را شاد میکند، که این موضوع در دیگران تلخی ایجاد میکند. او مورد انتقادهای اخلاقی قرار میگیرد، با اینکه در واقع فقط عاشق دختر خیاط است.