خط داستانی
رولند یک کودک گل است؛ راتفینک "یک علف هرز" است. رولند به رشد، چیدن و بو کردن گلها ادامه میدهد؛ راتفینک به حمله به رولند ادامه میدهد، اما حملات یا شکست میخورند یا به خود او برمیگردند. در میان شوخیها: وقتی رولند به هارپ نواختن میپردازد، راتفینک سعی میکند او را با درام discouragement کند. وقتی که این کار شکست میخورد، او درام را برعکس میکند تا یک کندوی عسل را نشان دهد؛ زنبورها حمله میکنند، رشتههای هارپ رولند را به یک فواره میفرستند و رولند که نیش زنبور خورده هنوز یک گل به راتفینک تقدیم میکند. راتفینک یک کیسه آرد را بر روی رولند میریزد؛ ابر آردی که به وجود میآید، هواپیمای RF را در بر میگیرد و او به یک ساختمان برخورد میکند. در نهایت، رولند در یک جلسه جاز است؛ راتفینک یک قوطی نیتروگلیسیرین را طوری رنگ میکند که شبیه درام به نظر برسد، اما بر روی یک پوست موز لیز میخورد و منفجر میشود. رولند یک گل بر روی قبر او میگذارد؛ روح راتفینک آن را به سمت رولند پرتاب میکند.