خط داستانی
شایام و مانگلو، که به تازگی بیکار شدهاند، به خیابانها میروند و خود را به عنوان افرادی لنگ و نابینا معرفی میکنند تا از عابران گدایی کنند. پس از اینکه به عنوان فریبکار شناخته میشوند و به شدت در ملأ عام تنبیه میشوند، یک تماشاچی به آنها پیشنهاد کار به عنوان مراقبهای یک بنگالو قدیمی میدهد که شایعه شده است جن زده است و تقریباً توسط صاحبش، ستانی، و دختر زیبایش، پریما، رها شده است. به زودی آنها جسد یک کارمند سابق را پیدا میکنند و حالا به عنوان قاتلهای اجیر شده مظنون میشوند.