خط داستانی
شایا یک دختر بیسرپرست است که با عمه، عمو و چندین cousin زندگی میکند و دو تا از اوان نوجوانان ازدواجپذیرند. شور و اشتیاق او رقص است که عمو و عمهاش آن را نزد میآورند. روزی او همراه با جوانی به نام گوپال به تماشای رقص توسط هنرمند بینالمللی وینا میرود. از وینا و مربیاش دیناناث درخواست کمک میکنند اما رد میشوند و از صحنه رانده میشوند. با ناامیدی به خانه برمیگردد و تا دیر وقت جلوی در خواب میزند. روز بعد عمهاش از سفر شبانه او باخبر میشود و او را شدیداً کتک میزند، بعد عمو نیز ضربه میزند. تحقیر شده تصمیم میگیرد با گوپال فرار کند تا به شهر دیگری برود و در پی یادگیری رقص از گورو کیشن شود. آنها به کیشن پیدا میکنند که در ابتدا او آنها را رد میکند اما وقتی تواناییهای شایا را میبیند، با پذیرش کنار میآید.