خط داستانی
یولیس سیلوان که نتوانست به آمریکا برود و در آنجا ثروت خود را بسازد، تصمیم گرفت روشهایی را که در آن سوی اقیانوس موفق بودهاند، در روستای والدینش به کار گیرد. او به عنوان یک تاجر خود را معرفی کرد، اعتماد افراد مهم روستا را جلب کرد و روستا را به سبک آمریکایی تغییر داد، با پینآپها، کابویها و غیره. گردشگران به روستا هجوم آوردند، اما بزرگترین ایده یولیس این بود که قبرستان را به سبک آمریکایی راهاندازی کند و با تبلیغات جذاب مشتریان را جذب کند. حقایق به سرعت فروخته شد و همه میخواستند جای خود را برای ابد داشته باشند... اما موانع اداری در آستانه ایجاد فاجعهای هستند که یولیس در آخرین لحظه از آن جلوگیری خواهد کرد.