خط داستانی
تنها ژاکتی که ردی لایوش، دانشجوی زبان و ادبیات ایتالیایی، دارد، توسط هماتاقیاش گرو گذاشته میشود. دستبند کیتی، دختر ژنرال گورمان، که در حین یک بوسه در کلاس زبان ایتالیایی به طور تصادفی باز شده، در جیب ژاکت جا مانده است. به دنبال یک حادثه دیگر، ردی برای بازگرداندن دستبند به کیتی، تصمیم میگیرد که ژاکت را در حالی که کت و شلوار گالای مجارستانی متعلق به برادر بزرگتر صاحبخانهاش را پوشیده، پس بگیرد. ایستگاهی که او در جستجوی ژاکت به آن میرسد، توسط پادشاه ایتالیا بازدید میشود و او لایوش را که در کت و شلوار گالای مجارستانی است، به عنوان یک اشرافزاده مجارستانی میپندارد و لایوش ناچار است در زبان ایتالیایی به حضور اعلیحضرت پاسخ دهد.