خط داستانی
فیلم در آخرین تابستان قبل از جنگ بزرگ میگذرد. سه خواهر برای اقامت با مادربزرگشان به روستا میآیند و جهان را به صورتی وسیع و دلنشین به نام «باغ اراده ها» تصور میکنند و تمام اعضای خانه در انتظار تولد آسیا هستند. آسا احساس بدبینی نسبت به غم قریبالوقوع دارد. مهمانان میآیند اما هیچیک از والدین او نیستند. او هنوز نمیداند که پدرش به عنوان دشمن مردم اعلام شده است، فردا مادرش را نخواهد دید و جنگ در حال نزدیک شدن است.