خط داستانی
در لهستان معاصر، دختر نوجوان زوسیا زادورا تصميم میگيرد وارد زندگی بزرگسالان شود. او از خانه فرار میکند، با دو دوست در سهشهر ساکن میشود و نخستين عشق خود را تجربه میکند. همدستی، کستک بیستساله، رهبر گروهی جنايی است. هماتاقیهای زوسیا در ماجرا دخيل میشوند و هنگامی که کستک دستگير میشود، دختر پس از تاملاتی به جرم روسیگی میپردازد و برای پنهان کردن حرفهاش از مأمورين، با يک ناخدا جوان به نام استفان يانياک آشنا میشود.