خط داستانی
در روز تولد یک دختر کوچک، دوستان والدینش میآیند. هدایا در اتاق او انباشته میشوند و بیشتر آنها مشابه هستند. مهمانان دختر کوچک را فراموش کرده و در سالن جمع میشوند. رقص آغاز میشود و بزرگترها مشغول بازی ورق هستند. دخترک تنها میماند. همسایهها از سر و صدا ناراحت میشوند و از نگهبان میخواهند که مداخله کند. او به آپارتمانی که جشن تولد در آن برگزار میشود میرود. دختر در را برای او باز میکند. او نگهبان خوب و قدیمی را به اتاقش دعوت میکند تا اسباببازیهایش را نشان دهد. برای زیباتر کردن تولدش، نگهبان سعی میکند دخترک را شاد کند. با کمک اسباببازیهایش، او به دنیای افسانهها وارد میشود. عروسکها جان میگیرند و دختر با خوشحالی در بازی آنها شرکت میکند. زمان میگذرد، شب دیر شده و دختر به خواب میرود. نگهبان به آرامی میرود و او را در اتاق پر از اسباببازیهایش تنها میگذارد.