پیزا، قرن یازدهم. اسپینا، دختر یک کشیش جوان به نام پیتر، به نگهداری از شعلهای که راه بازگشت برای کسانی که از جنگ صلیبی بازمیگردند را روشن میکند، اختصاص دارد. اما شوالیه فلورانسی، لامبرتو، عاشق او میشود و این دو جوان در عهد پاکدامنی که اسپینا به آن متعهد شده، شکست میخورند. شرم از خیانت به وعده پاکی که دادهاند، اسپینا را به خودکشی میکشاند و لامبرتو نیز با او خودکشی میکند.