خط داستانی
لاادلا داستان راجو، مرد مهربان است که با مادر ناتوانش زندگی میکند. یک روز راجو در راه مصاحبه شغلیاش، جان صاحب یک کارخانه نساجی ثروتمند را نجات میدهد که به او شغلی در کارخانهاش پیشنهاد میدهد. این کارخانه توسط دختر جاهطلب او، شیتل، اداره میشود که رفتار رقابتی و توهینهایش باعث ایجاد دشمنان زیادی برایش شده است. راجو و شیتل اغلب با هم درگیر میشوند تا اینکه شیتل سعی میکند با مجبور کردن راجو به ازدواج با خود، برتری پیدا کند، در حالی که او قبلاً عاشق کاجال شده است.