خط داستانی
کِلان بچه ای با قلبی طلائی است، به دختری نابینا به نام مینا برمی خورد و دوستی نزدیکی میان آنها شکل می گیرد. هنگامی که او به بیماری لاعلاج مبتلا میشود، تصمیم میگیرد چشمهایش را به مینا اهدا کند.
کِلان بچه ای با قلبی طلائی است، به دختری نابینا به نام مینا برمی خورد و دوستی نزدیکی میان آنها شکل می گیرد. هنگامی که او به بیماری لاعلاج مبتلا میشود، تصمیم میگیرد چشمهایش را به مینا اهدا کند.