دومینو تنها یک مجسمه چوبی، یک قطعه معمولی از هنر آفریقایی، برای نشان دادن سفرش دارد. با رسیدن به پاریس، دومینو با گالریهای مشهور هلر تماس میگیرد تا مجسمهاش را بفروشد. او همسر هلر را پیدا میکند که از او برای منحرف کردن شکهای شوهر حسودش استفاده میکند: او قبل از ازدواجشان با کسی رابطه داشته است. دومینو تحت تأثیر قرار میگیرد و جوان را متقاعد میکند که با او برود.