Πάμε Για... Καφέ;
فیلم برو به هلسینکی برای قهوه؟
اودیسئوس و گیبلس به آتن می آیند تا زندگی شان را بگذرانند. آن ها اتاقی می گیرند و در کارخانه آریستومینوس کار می کنند. گمانه زنی ها درباره تلاش برای ترور پسر گیورگس پانتزاس سازماندهی کارخانه را به خیانت می کشاند؛ اودیسئوس که می درخشد، نقش نجات دهنده را برای فریب قاتلان بر عهده می گیرد. اودیسئوس بدون اطلاع از آنچه در جریان است با کارگران با جذابیت نقش می کند و به کارگران مزایا می دهد. به زودی روشن می شود که پسر همان کارخانه بود که شایعه ها را پخش کرده بود و اودیسئوس با کنار رفتن از کار، به پاکی کارگران عمل می کند، قراردادی با کارآفرینان عرب را از بین می برد، از مافوق هایش عبور می کند و در نهایت استعفا می دهد.