داغ... سرد و برعکس
Καυτά... ψυχρά κι' ανάποδα
یک پیمانکار ثروتمند میخواهد پسر سادهدلش را با دختری فوقالعاده باهوش ازدواج دهد، اما او عاشق یکی از کارمندانش است که باید راهی برای جلب توجه او پیدا کند.